غزلی از وحشی بافقی
یاد مشتاقان
آنکــه هرگــز یاد مشتاقــان به مکتوبــی نکرد
گر چه گستاخیست می گوییم پر خویی نکرد
با وجــــود کاروان مصــــر کـــــز هـم نگسلـــد
یـــــوسفـی دارم که هرگـــز یاد یعقوبی نکرد
کشت مــا را هجر و یاری بر در سلطـان وصل
جامــه خــــون بسته ی ما بر سر چوبی نکرد
دورم از مطلب همــان با آنکه هرگز هیچ کس
اینقـــدر ها جهـــد در تحصیـل مطلــوبی نکرد
با بلایـــی چـــون بلای هجـر عمـری کرد صبر
آنچــه وحشی کرد هرگـــز هیـچ ایوبـی نکرد
****************
+ نوشته شده در پنجشنبه نهم آذر ۱۳۹۶ ساعت 12:36 PM توسط محمودرضا شکیبا
|
برای مشاهده کلیپ های گیتار اینستا گرام مارو فالو کنید : mahmodreza_shakiba