قابلیت های نی را بدانیم (بخش دوم)
بخش های مختلف کرنا (کرنای)
کرنا از سه بخش اصلی تشکیل میشود و جزو معدود سازهای جهان است که بدنۀ آن از دو جنس مختلف ساخته شده است. چنان که میدانید غالب سازهای بادی، به دو دسته بادی چوبی و بادی برنجی تقسیم بندی میشوند. ولی کرنا در هیچ یک از این دو دسته جای نمیگیرد. زیرا یک بخش کاملاً چوبی با طولی حدود ۳۵ تا ۵۰ سانتی متر به نام دسته دارد که رویش هشت سوراخ و در پشت نیز یک سوراخ تعبیه میشود. بخش دوم یک شیپوره برنجی به طول ۴۵ تا ۶۰ سانتی متر است. بخش سوم اش «میل کرنا» خوانده میشود و آن از یک لوله نازک برنجی یا چوبی تشکیل میشود که در انتهایش یک قمیش از جنس نی دارد و نوازنده با دمیدن در این قمیش، هسته اصلی صدا را تولید میکند. اما این صدا تا به کیفیت مورد نظر برسد، راه درازی در پیش دارد. ابتدا در بخش چوبی توسط انگشتان نوازنده با نتهای مختلف میچرخد تا یک ملودی جذاب شکل بگیرد. صدای تولید شده در بدنه چوبی، شدت لازم را ندارد و در عین حال خیلی شفاف نیست. بخش فلزی یا شیپوره به عنوان تمام کننده صدای کرنا، هم به نوای ساز حجم میدهد و هم شفافیت آن را بالا میبرد. به طوری که از مسافتهای دور هم میتوان صدای کرنا را شنید.
پراکندگی جغرافیایی ساز کرنا (کرنای)
امروزه با گذشت هزاران سال از عهد باستان، این ساز در سرزمینهای دیگر مشاهده نمیشود و تنها در همسایگی نزدیک منطقه فارس، بین اقوام بختیاری، قشقایی و لرهای کهکیلویه و بویراحمد رواج دارد. وجود دو نمونه کرنا در شمال ایران معروف به کرنای لاهیجان و دیگری کرنای مورد استفاده در حرم امام هشتم شیعیان معروف به کرنای رضوی، خدشهای به این جغرافیای انحصاری کرنای فارس وارد نمیکند. زیرا اساساً ساختمان دو نمونه کرنای یاد شده، با کرنای فارس تفاوت بنیادین دارد و شیوه نواختن شان هم به طور کل متفاوت است. دیگر این که دو کرنای شمال و شرق ایران قادر به نواختن ملودی نیستند و تنها دو صدای متفاوت تولید میکنند که در گذشته بیشتر برای ایجاد یک حجم صوتی به منظور اعلان یا اخطار مورد استفاده قرار میگرفتهاند.
کرنا به دلیل خصوصیات منحصر به فردش معمولاً با سازهای مجلسی جفت و جور نیست و در کاربردهای امروزی همانند گذشته، غالباً با دهل یا نقاره همراهی میشود. در نتیجه گروه نوازی با آن چندان معمول نیست و پیشینهای هم ندارد. اما در چند سال اخیر تلاشهایی برای ارائه گروه نوازی با حضور کرنا صورت گرفتهاست که از نخستین نمونهها میتوان به کرنانوازی خسرو سلطانی در اثر «نوبانگ کهن» با همراهی حسین علیزاده اشاره کرد.
سلطانی در این اثر با دو ساز کرنا و سرنا که هر دو هویتی بومی دارند، به اجرای موسیقی دستگاهی پرداخته و همچنین در اثر دیگری به نام «ماهور کبیر» با همراهی یکی از ارکستر سمفونیکهای اتریش، کرنا نواخته است. کرنا همانند دیگر سازهای جهان، سازی با قابلیتهای عمومی است و در عین حال مجموعه از تواناییهای انحصاری هم دارد. بنابراین ایجاد ترکیبات صوتی جدید و متفاوت از آن، امری کاملاً طبیعی میتواند باشد.
کرنای شمال: آن را «درازنای» هم می نامند. لوله فاقد سوراخ است و به همین دلیل تولید اصوات مختلف فقط با تغییر فشار هوای نفس نوازنده میسر می گردد؛ در نتیجه تعداد اصوات آن بسیار محدود است. جنس آن از نی است و طول آن زیاد و گاه تا ۳ متر می رسد. بر انتهای تحتانی ساز کدوی پرورش دادۀ خمیده ای متصل می کنند. دهانی آن در واقع استوانه کوچکی است که روی لوله محکم شده و یک سوی آن تراش خورده و از همین سو هوا وارد لوله می شود.

کرنای شمال

کرنای مشهد
کرنای فارس: به مقیاس بزرگتر عیناً شبیه به سرنای دزفولی و بختیاری است و به همان تعداد سرنا (۶ تا ۷) روی لوله را سوراخ کرده اند. جنس آن نیمه بالائی از چوب است که سوراخها در این نیمه قرار گرفته و نیمه دیگر که با سرعت بیشتری گشاده می شود از فلز است. کرنای فارس جدیداً به دو اندازه مختلف ساخته شده است. این کرنا سازی دو زبانه است. کرنا در تمام انواع خود سازی محلی است.

کرنای دوران هخامنشی
کرمیل
نوعی ساز فلزی است و بسیار قدیمی متعلق به دوره های قبل از اسلام بوده که در قرون اخیر متروک مانده است. نوع ملی آن تا قبل از مراسم جشنهای دو هزار و پانصد ساله، اساساً وجود نداشته و برای همین در دسترس نبوده است. این ساز می تواند قابلیت بازسازی داشته و در بسیاری از مراسم ملی بومی و آیینی مانند گذشته استفاده شود.

کرمیل
دوزله (قشمه)
سازی است از خانواده آلات موسیقی بادی. چنانکه از نامش پیداست، دو استوانه است که به یکدیگر جفت یا متصل کرده اند و به همین سبب آن را جفته هم می نامند.
این ساز متشکل است از دو لوله ی مسی (وگاه نئی- یا از جنس پر “دال” یا استخوان قلم مرغان دیگر) که به صورت موازی به هم وصل شده یا بر هم بسته و محکم شده است.هر یک از لوله ها دارای قمیشی یک زبانه ای و مستقل از دیگری است.در طول هر لوله شش سوراخ تعبیه شده به طوری که سوراخ ها همواره در کنار هم قرار می گیرند.انتهای تحتانی لوله ها-مانند تمام سازهای بادی که تا کنون دیده ایم باز است.دوزله به طول های مختلف ساخته می شود.(کوچک ترین آن-نوع ساخته شده در شهر به طول ۲۲ سانتی متر و قطر حدود ۲ سانتی متر است.
وسعت ساز حدود دو اکتاو است که بسته به بزرگی و کوچکی ساز در میدان صدائی متفاوت قرار می گیرد.
دوزله سازی است محلی و از انواع “بادی های یک زبانه ای”است. در بعضی نقاط ایران این ساز را “جفته” یا “جفتی” می نامند.
همچنین این ساز دارای اسامی مختلف از قبیل دونی، جفتی، جفته و قُمشه است. دونای دارای سابقه بسیار قدیمی است و فارابی این ساز را مزمارالمثنی یا مزدوج می نامد و بعضی از قدما آن را دو آهنگ می گفتند.
دوزله را در بیشتر نقاط ایران می نوازند و دارای دو قسمت است:
۱- زبانهها
۲- لوله های صوتی

تصویر بالا قشمه و تصویر پایین دوزله
زبانه ها که یک جفت هستند و جنسشان از نی است. این زبانه از نی باریکی ساخته می شود که قسمتی از روی آن را برش داده، به طوری که از خود نی جدا نشود و آن را نازک می کنند و موقع نواختن، نوازنده آن را با آب دهان خیس مینماید. اندازه این دو زبانه حدوداً سه تا چهار سانتیمتر است. برای هم صدا بودن آن، قسمت نازک یا برشی را که قبلاً ذکر شده، با انگشت از جا بلند می کنند تا وقتی که هم صدا گردند.
لوله های صوتی
لوله های صوتی که محل سوراخهاست و از استخوان یا نی است (یا از جنس پر دال (پرنده ای از جنس و شبیه عقاب” که به وسیله روده یا نخ یا نوارهای پلاستیکی یا زردپی گوسفند «کیسک» به هم متصل می شوند. روی این استوانه ها، پنج، شش، و یا هفت جفت سوراخ می باشد.
طرز سوراخ کردن این ساز و کلاً سازهای بادی چوبی به این طریق است که میله ای به قطر سوراخها انتخاب میکنند و پس از داغ کردن آن به وسیله آتش، آن را در محلهای دلخواه و انتخاب شده فرو می برند.
طول دوزله را دقیقاً نمی توان تعیین نمود. چون در هر منطقه اندازه خاصی دارد و تعداد سوراخها نیز فرق میکند ولی حدوداً می توان گفت طول این ساز بین هیجده تا بیست و دو سانتیمتر است.
وسعت صدای این ساز تقریباً یک اکتاو است و در آنهایی که سوراخ بیشتری دارند، یک تا یک و نیم پرده بعدی را هم نوازندگان چیره دست و خبره می توانند اجرا نمایند.
این ساز جزو سازهای محلی محسوب می گردد و صدای آن شبیه به نی انبان، ولی درخشان تر و واضحتر از آن است و در مراسم جشن و سرور از آن استفاده می شود.
نی انبان
نی انبان یا bag pipe یکی از قدیمیترین سازهایی است که در کشورهای زیادی آنرا به عنوان ساز اصیل میشناسند ولی شکل ظاهری آن مقداری با هم تفاوت دارد. در زمانهای قدیم مردمی که از جایی به جای دیگر میرفتند، این ساز را نیز با خود جابه جا میکردند وبا تغییر دادن شکل ظاهری آن، آن ساز را در منطقه جدید مورد استفاده قرار میدادند و پس از مدتی جز سازهای سنتی آن منطقه در میآمد.
این ساز کمی بزرگتر از دوزله معمولی (و گاه با هفت سوراخ) است که انتهای قمیش دار آن به کیسه ای به نام «انبان» الصاق و دقیقاً «هواگیری» شده است که از این نقطه الصاق هوا خارج و داخل نشود، در نزدیکی محل الصاق دوزله لوله دیگری به طول نامعین خارج شده (محل خروج این لوله نیز به دقت هواگیری شده) که نوازنده آن را به دهان می گذارد و از این طریق کیسه را پر باد می کند و در نتیجه فشاربازو آرنج بر روی کیسه که هنگام نواختن آن را زیر بغل گرفته است؛ هوا را به داخل لوله دوزله می فرستند و با انگشتان خود سوراخها را باز و بسته می کند.

از راست به چپ: نی انبان بوشهر، نی انبان اسکاتلند، نی انبان فرانسه، نی انبان شمال آفریقا
نی انبان سازی بادی است که در ساده ترین شکل خود از قسمتهای زیر تشکیل شده است:
۱- Blow Pipe یا لوله دمیدنی: که به آن مــمه نیز میگویند، قطعهای کوتاه از یک لوله است که سر دوم آن در مشک قرار دارد و توسط یک تکه پلاستیک مهار شده است.
۲- Chanter یا لوله صوتی: از دو نی، دو پیکک (نوعی قمیش)، موم و پنبه تشکیل شده است.
۳- Bag یا انبان یا مشک: خود مشک از پوست بز انتخاب میشود که معمولاً پس از زدودن موها از روی پوست و همینطور خارج کردن رطوبت اضافه، آن را در حنا میگذارند و پس از خشک شدن آن را با روغن کنجد نرم میکنند.

نی انبان در قطر

نی انبان بوشهر

نی انبان اسکاتلند

نی انبان در عراق
نی انبان از سازهای ملودیک بوشهری میباشد که در بوشهر نیز ساخته میشود انواع مختلف این ساز را انگلیسیزبانها به Bag pipe میشناسند.
هرچند که قدمت نی جفتی در شهر بوشهر از نیانبان بیشتر است، اما به جز مناطق و شهرهای اطراف همچون دشتستان، در گذشته بوشهر نیز سابقه استفاده این ساز نیز وجود داشته است.
از جمله نوازندگان این ساز مرحوم میرغلوم بوده که ساز او نیز ۵ جفت سوراخ بیشتر نداشته با وجود اینکه به جز در تکنیک نوازندگی تفاوتهایی در حالتها، کششها، آریهها و فواصل صوتی نیز وجود داشت رفته رفته نیانبان به جای نی جفتی جایگزین شد و فرمهای موسیقییایی نی جفتی نیز توسط نیانبان به اجرا درآمد.
هرچند نیانبان در حال حاضر تقریباً بهطور کامل جای نی جفتی را گرفته ولی نیانبان در اطراف بوشهر سابقهای دیرینه دارد؛ از جمله مناطقی که از گذشتههای دور این ساز را مینواختند میتوان به برازجان اشاره داشت مردم این ناحیه که غالباً دامپرور و کشاورزند این ساز را به گونهای دیگر مینوازند، مشک را بر دوش خود گذاشته و یکسره در آن میدمند (همچون نوازندگی سرنا و یا نی جفتی).
بالابان نامی است که آذری ها به این ساز اطلاق کرده اند. این ساز در زبان ارمنی، دودوک خوانده می شود و در مناطق کردنشین ایران به نام نرمه نای می شناسند. این تفاوت نام البته در صدادهی و شخصیت موسیقایی ساز هم خود را نشان می دهد. یعنی علی رغم شباهت ظاهری هر سه نوع، به راحتی می توان نوای دودوک ارمنی را با صدای بالابان آذری و نرمه نای کردی تشخیص داد.
بالابان، ساز بادی چوبى دو زبانه به شکل استوانه و از خانوادة نای و سُرنا میباشد.
ساز بالابان در مناطق اطراف شمال غربی ایران مانند ارمنستان، ترکیه، جمهوری آذربایجان، شمال عراق و… به شکل های گوناگون و متفاوت دیده می شود.
برخی از تفاوت های ظاهری و ساختاری آن عبارتند از:
اختلاف در اندازۀ تنه (طول)
تفاوت در قطر لولۀ صوتی ساز
تعداد سوراخ ها
شکل زبانه – به ۳ شکل دیده می شود – بی زبانه، تک زبانه و دو زبانه
به طور کلى، ساختمان این ساز از چند بخش تشکیل یافته است:
نخست، تنه استوانهای یا لولهای شکل ساز که آن را از چوبى سخت مانند چوب توت، گردو، شمشاد یا خیزران و به طول ۳۰ تا ۴۰ سانتىمتر و قطر ۵/۱ سانتىمتر مىسازند در روی لوله هفت سوراخ در جلو و یک سوراخ در عقب تعبیه شده است. دوم، زبانه ساز که دو تیغه یا دو لبه و از نى است و از این رو به نى و قَمیش (یا قامیش، لفظى ترکى به معنای نى) شهرت دارد.
سوم، پوکه فلزی استوانهای شکل کوچکى که یک سرش با خَرَک به زبانه و سر دیگرش به تنه ساز مىپیوندد.
پیشینه:
بنابر اسناد و مدارک در دسترس، نوعى ساز بادی از خانواده نى و سرنا دست کم از سدههای نخستین دوره اسلامى در ایران شناخته شده بوده و در میان مردم بخشهایى از این سرزمین به کار مىرفته است.
در «لغت آذربایجانى – روسى»، بالابان به معنای ساز بادی نه چندان بزرگ و شبیه زُرنا (سرنا)، در دائرةالمعارف موسیقى ترکى» بَلَبَن یا نایِ بَلَبَن با اشاره بهمطلب جامعالالحان، نوشتةعبدالقادر مراغى و «سازهای ترکى» نوشتة فارمر، سازی بادی شبیه زُرنا، و آموزش ساز نی در «فرهنگ موسیقى ترکى» بَلَبَن ساز بادی شبیه ساز نیین مِى متداول در ارزروم، تعریف شده است.
بشنوید اجرایی را از شمشال کردی با تکنوازی استاد قال مره
در فرهنگها و دائرةالمعارفهای روسى واژه بالابان به معنای سازی بادی زبانهدار معمول میان اقوام قفقاز شمالى و ایرانیان آمده است.

تصاویری از استاد قال مره
بالابان به عنوان سازی بادی و بومى در حوزههای جغرافیایى – فرهنگى آذربایجان شرقى، به ویژه تبریز، و کردستان ایران و برخى جاهای دیگر به کار مىرود و گروهى از نوازندگان این مناطق بالابان نوازند. در زبان کردی این ساز را «بالهوان»، و در شوشتری نى را «بَلَبون» (= بلبان) مىگویند.
شمشال
شِــمشال سازی است از خانوادهً آلات موسیقی بادی از ردهً نای. نواختن این نی در کردستان ایران بسیار متداول است.
ساختمان آن تشکیل می شود از یک استوانهً فلزی که دارای شش سوراخ در رو و یک سوراخ در پشت است. این ساز از لحاظ نوع صدا و وسعت در زمره سازهای بم با طنین خاص خود است و بیشتر مورد استفاده در حوزه درویشان است. گاهی اوقات در مراسم مذهبی نیز در تکیه ها از آن برای همراهی ذکر و یا مناقب خوانی استفاده می کنند.
شمشال از نی ساخته میشود و در جا هایی که به نی دسترسی ندارند از آلیاژ برنج و سایر فلزات استفاده میشود در گذشته نیز از استخوان بال عقاب ساخته می شده است.

تصاویری از شمشال نوازی در کردستان
ابتدا چهل الی پنجاه سانت را بریده و داخل ان شیر ریخته و بعد از جذب شیر، داخل آن را روی لانه مورچه ای گذاشته تا محتویات داخل آن را کاملا بخورند و پوسته ی بسیار سبک و نازکی از آن باقی بماند.برای زیبایی و استحکام نی تکه چوب تری از جنس آلبالوی وحشی را تهیه میکنند پوست آنرا بصورت حلقه هایی به اندازه هایی مساوی در میاوردند و حلقه ها را به تناسب سلیقه ی خود به فاصله ها مورد نظر بر نی سوار میکنند و بدین صورت شمشال را زیباسازی میکنند و استحکام ان چند برابر میشد سپس از چهار سانتیمتر مانده به انتهای نی به قطر نیم سانت تعداد ۶ الی ۷ سوراخ به فاصله های ۳ سانت از هم تعبیه میکنند.

برای مشاهده کلیپ های گیتار اینستا گرام مارو فالو کنید : mahmodreza_shakiba