متن آهنگ جدید بچگی مجید خراطها

من بزرگ شدم نمیشناسی منو
شایدم نه منو یادته هنوز
منم اون هم بازیِ بچگیات
که باهم بازی میکردیم شب و روز
وقتی با هم میدوییدیم توو کوچه
خیلی دوست داشتم تو تندتر بدویی
که واسه خنده آوردن رو لبات
بتونم بگم برنده مون تویی
میدونستم تو کجا قایم میشی
اما خب میباختم و عالمی داشت
من به جات چشم میذاشتم آخه شبا
چشمام از دوری تو چشم نمیذاشت
غروبا که بازیمون تموم میشد
گریه میشد سهم من فقط همین
توو خونه ازم میپرسیدن چته
میگفتم هیچی نیست خوردم زمین
باز به شوق اینکه فردا پیشمی
میشمردم همه لحظه لحظه شو
راضی بودم حتی وقتی پیشمی
چشم بذارم و بگم ، قایم بشو
♫♫♫♫

 

♫♫♫♫
اما خب حالا کجا قایم شدی
هم بازیت به غیر من مگه کی بود
دیگه طاقت ندارم چشم بذارم
آخه آستینای من خیس میشه زود
انقدر چشم گذاشتم رو این دیوار
داره گوشه ی آجرهاش میپره
اگه برنگردی مطمئن میشم
قلب تو ازین دیوارم سنگ تره
دیگه بازی بسه من خسته شدم
کاش بدونی توو دلم چه دردیه
دیگه گم شدم توو دنیای خودم
اگه پیدام نکنی ، نامردیه
نمیگم بدم میاد بزرگ شدی
من هنوزم اون دو تارو دوست دارم
هنوزم به سادگی بچگی
هنوزم من تورو هفت تا دوست دارم